علاوهبر اعضاي كليدي تــيمپروژه، اغلب بهمتخصصان، افراداجرايي و مشاوران ديگري نيز نيازاست؛ اينافراد نقشهايي را در پروژه اجراميكنند و پساز پايان ماموريتشان،پروژه را تركميكنند.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />
بسته به نوع و اندازهي پروژه، تعداد اين نقشها و افراد متولي آنها متفاوتاند. دربرخي پروژههاي كوچك، هستهي مركزي تيمپروژه، كل تيم را در برميگيرد و در برخي پروژههاي بزرگ تعداد افراد بسيار زياد و باورنكردني ميشود؛ هماكنون در پروژهي ساخت پالايشگاههاي (On-Shore) فازهاي ۴ و ۵ پارسجنوبي حدود ۱۵هزارنفر مشغول بهكارند. هرچند نميتوان نسبت مستقيمي بين اندازهي تيم و سختي و پيچيدگي پروژه يافت، اما ميتوان بايقين گفت هرچه اندازهي تيمپروژه بزرگتر باشد، مديريت برآن مشكلتر است و موفقيت در آن مستلزم داشتن فن قوي مديريت منابعانساني درمدير است.
بسته به تخصص و مهارتها و افراد لازم درپروژهها، هزينهي منابعانساني در پروژههاي مختلف متفاوت است. مطابق اصلپارتو، دهكهاي تخصصي افراددرگير در پروژه، كه هستهي مركزي تيمپروژه رانيز دربردارند، بيشترين هزينه را بهخود اختصاصميدهد.
اگر پروژه از نوع عامالمنفعه باشد، ميتوان از نيروهاي مردمي كه داوطلبميشوند، براي پيشبرد روزانه و قدمبهقدم پروژه، بهرهبرد. افراد بسياري هستند كه مايلند بنا بهدلايل شخصي، بدون دريافت مزد بخشي از زمان خود را دراختيار اينچنين پروژههايي قراردهند. مثالهاي متعددي از چنين پروژههايي وجوددارد؛ امدادرساني به حادثهديدگان زلزلهي بم مثالخوبي است. در چنين اموري مهمترين مساله چگونگي ساماندهي نيروهايي است كه ممكناست مهارتهاي لازم براي پيشبرد اهداف پروژه را نداشتهباشند. مديرموفق بايد توان هدايت احساسات و شور افراد شركتكننده در چنين پروژههايي را داشتهباشد.
تشكيل تيمموفق، تنها دركنار هم قراردادن افراد، با اخلاقيات و تخصصهاي مختلف، نيست؛ كاهش تنش و استفاده از اين گوناگونيها درجهت پيشبرد اهداف پروژهاست كه موفقيت يا شكست تيمها را نشانميدهد.
سينرژي چيست؟ انرژيِ گروهها شگفتانگيز است. جمع دو يا چند انسان كه براي رسيدن بههدفي مشترك، يكديگر را ياريميدهند، همواره كاركردي بيشاز مجموع كاركرد تكتك آنهاست. انرژي نهفته در اتحاد، عاملي است كه كارها را در پروژه بهپيشميبرد. گروههايموسيقي نمونهي جالبي براي سينرژي هستند. صداي مجموعهي سازها، كه هماهنگ با يكديگر مينوازند، احساس خاصي را در ذهن شنوده پديدميآورد كه صداي تكتك آلات موسيقي، بهتنهايي، آنرا پديدنميآورند. درمقابل اگر حتي يكي از اعضايگروه، نتواند خود را با سايرين هماهنگسازد، نهتنها كارخود را ازبينميبرد كه كار كلگروه را نيز بيارزش ميسازد. راز سينرژي در انرژي نهفته در پيوندهاي درون سيستمي است. ارتباطات بين اجزاي سيستمها، چنانچه بهخوبي تعريف و پيادهسازي شوند ميتوانند سبب افزايش كاركرد كل سيستم شوند. هر جزء ميتواند بهسادگي ستادههاي خود را بامساعي جمع دريافت و خروجيهاي خود را دراختيار سايرين قراردهد. تجربه و دانشي كه تكتك اجزاي گروه دراختياردارند، ميتواند بهاشتراك گذاردهشده، تشكيل عنصر دانايي جديدي را درگروه دهد كه تا پيشاز آن هرگز وجودنداشتهاست. چگونگي انتخاب اجزاء گروه، بهعنوان يك سيستم و تعيين و تقــنين ارتباط آنها، بسيارمهم و تعيينكنندهي پيروزي يا شكست گروه است. |