توسط سهیل جعفری
۰۴ خرداد ۱۳۸۶
۰ دیدگاه
۲۶۷ بازدید
موجودات انساني مخلوطي پيچيده از منطق و بي منطقي (خردورزي و نابخردي) و تركيبي ماهرانه از مغز، دل و امحاء و احشاء هستند، اما به نظر مي رسد كه ما هنگام تصميم گيري و مديريت ريسك، بيشتر از احساس، به فكر كردن تمايل داريم. ما اعتقاد داريم كه تصميم گيري و مديريت ريسك بايد با فرآيندهايي ساخته شود كه بي غرضانه همه ي گزينه ها را در نظر بگيرند و به صورت عيني به وزن دهي احتمالات بپردازند، و به نتيجه اي كه كاملا اثبات شده و قابل دفاع باشد برسند. با اين حال مستثنا كردن موارد غير منطقي [از فرآيند مديريت ريسك]] مخصوصا وقتي كه در حال بررسي عدم قطعيت هستيم، مي تواند منبع اطلاعاتي مهمي را از ما سلب كند. آيا در تصميم گيري يا مديريت ريسك جايگاهي براي شهود نيز متصور است؟
شهود چيست؟ شهود "دانستن غريزي، بدون استفاده از فرآيندهاي عقلاني" مي باشد، يك حس درباره ي چيزي است، كه به سادگي نمي تواند توضيح داده شود يا اثبات شود. گاهي اوقات ما "فقط مي دانيم كه چيزي درست به نظر مي رسد"، يا گاهي ما ملاحظه مي كنيم كه "به طريقي احساس مي شود كه چيزي غلط است". آيا بايد به طور خودكار به اين احساس ها به عنوان چيزهايي غير قابل اعتماد يا ناواضح توجه نكرد، يا اينكه راهي براي استفاده از آنها وجود دارد؟
شهود در اغلب موارد نتيجه ي تجربه اي گسترده است، محصول عقلي جا افتاده و صداي عصاره و چكيده ي مهارت است. كسي كه براي مدتي طولاني در محيطي كار كرده است، احتملا درك عميقي از مشكلات و پيچيدگي هاي ايجاد شده دارد، و مي تواند بدون اينكه قادر به توضيح دقيق از چگونگي روي دادن مشكلات باشد درباره ي آنها قضاوت كند. اين منبع غني تجربه نبايد به سادگي رد شود، بلكه بايد براي بهبود تصميم گيري و مديريت ريسك مورد استفاده قرار بگيرد. اما چگونه؟ آيا ما بايد همه ي فرآيندهاي ساختار يافته را ترك كنيم و به جاي آنها تنها از متخصصين و افراد ماهر بخواهيم به ما بگويند كه احساس آنها چه چيزي را درست مي داند؟
راه حل درست "يا اين يا آن" نيست بلكه "هم اين و هم آن" است. ما بايد شهود را با نگرش منطقي تر تركيب كنيم تا بهترين نتيجه را از آن دو به دست آوريم. اين كار موارد زير را نياز دارد:
- گوش كردن. از شهود براي اعتبار دادن به خروجي هاي فرآيند تصميم گيري و ريسك استفاده كنيم.
- ياد گرفتن. جست و جو و پويش كنيم تا دانش جاافتاده و دروني شده ي افرادماهر را به چنگ آوريم و آن را در دسترس ديگران قرار دهيم تا استفاده كنند.
- رشد كردن. مهارت هاي شهودي خودمان را از طريق تمرين و بازخورد پرورش دهيم.
گرچه خطر بالقوه اي در استفاده از شهود به عنوان بخشي از فرآيند ريسك يا تصميم گيري وجود دارد. از آن جايي كه شهود بر اساس تجربه ي گذشته است، به شدت منحصر به و مخصوص تك تك افراد است، بنابراين ممكن است جانبدارانه و غير قابل ارائه باشد. شهود به تجربه ي خاص هر فرد وابسته است. در نتيجه ما به آگاهي از مبانيِ زيربنايي و اساسيِ قضاوت هاي شهودي نياز داريم. ما بايد حركت از دانش خاموش يا پنهان به سوي دانش روشن و واضح را در هر جا كه ممكن است هدف قرار دهيم. اين كار باعث مي شود كه ارزيابي هاي شهودي معتبر شوند و در صورت ضرورت قابل بحث باشند و با اطمينان استفاده شوند.
بنابراين تا جايي كه شهود به صورت عاقلانه استفاده شود، اشتباهي در آن راه ندارد. شهود مي تواند بخش ارزشمندي از فرآيند مديريت ريسك را شامل شود و به ما در يافتن ريسك هاي پنهان كمك كند و اطمينان دهد كه ارزيابي ها و پاسخ هاي برنامه ريزي شده ي ما معني دار اند. شهود همچنين شريك مهمي براي تصميم گيري اثربخش، جاري كننده ي ذخاير خرد و تجربه ي گذشته و ايجاد كننده ي اطمينان درباره ي استحكام خروجي هاي [فرآيند مديريت ريسك و تصميم گيري] است.
مادامي كه اعتمادِ انحصاري به شهود هنگام تصميم گيري و ارزيابي ريسك غير عاقلانه است، فراموش كردن اين منبع تجربيِ غني نيز نابخردانه است.
اين نوشتار ترجمه مقاله What is wrong with intuition? نوشته David Hillson ميباشد كه بنا بر اجازه رسمي مولف توسط رسول عبدالمحمدي به فارسي برگردانده شده است.