شما می‏توانید با استفاده از نام کاربری یا آدرس ایمیل خود وارد شوید.
کلمه عبور حساس به حروف کوچک و بزرگ است.

شماره ۲۸- چقدر زياد زياد است؟

۰۷ بهمن ۱۳۸۵ ۰ دیدگاه ۲۴۱ بازدید

تعريف هاي "عمومي" ريسك آن را به عنوان عدم قطعيتي كه اگر روي دهد يك يا چند هدف را متاثر خواهد ساخت توصيف مي كنند. اين دو بعد ريسك (عدم قطعيت و تاثير آن) عموما "احتمال" و "تاثير" ناميده مي شوند، گرچه اصطلاحات ديگري هم استفاده مي شوند. تصميم گيري درباره ي اهميت يك ريسك خاص نيازمند ارزيابي اين دو بعد به علاوه ي مشخصه هاي ديگر مي باشد.

پايه اي ترين ارزيابي هاي ريسك اغلب از برچسب هاي توصيفي براي احتمال و تاثير نظير كم، متوسط و زياد استفاده مي كنند. اين بدين معني است كه اگر ريسكي كه احتمال اتفاق افتادن آن زياد نيست ولي تاثيرش بالاست اتفاق بيافتد به عنوان "زياد-كم" توصيف مي شود. تا زمانيكه اين كار متعارف باشد مي تواند مايه ي بدفهمي هايي شود. مثلا اگر من به يكي از همكارانم بگويم كه يكي از ريسك هايم "كم-زياد" ارزيابي شده است، او راهي براي فهميدن دقيق منظور من نخواهد داشت. آيا وقتي كه من مي گويم "احتمال پايين"، منظورم اين است كه شانس وقوع اين ريسك يك در ميليون است يا اينكه من اين اصطلاح را به معني كمتر از ۵۰ درصد استفاده مي كنم؟ به همين شكل آيا "تاثير بالا" به معني رويداد ناگواري است كه باعث ايجاد خسارت در تجارت مي شود يا اينكه تاخيري يك ماهه در تحويل را مي رساند؟

راه حل معمول اين مشكل بالقوه، تعيين مقياس براي احتمال و تاثير براي يك موقعيت خاص و پافشاري بر اينكه همين مقياس در ارزيابي كليه ي ريسك هاي ديگر در اين موقعيت نيز استفاده شود مي باشد. بنابراين همه ي كساني كه ريسك ها را در پروژه اي خاص ارزيابي مي كنند احتمالا موافق اند كه [به عنوان مثال] احتمال پايين به معناي ۱۰ تا ۳۰ درصد مي باشد و تاثير بالا به معني ۶ تا ۱۲ ماه تغيير در برنامه ي زمانبندي يا تغييري بيشتر از ۱۰۰۰۰۰ دلار در هزينه.

اين موضوع دو سؤال مهم را ايجاد مي كند: چه كسي مقياس را انتخاب مي كند و چگونه؟

تعريف هاي احتمال و تاثيرها توضيح آستانه ي ريسك يا رغبت ريسك براي يك پروژه ي خاص يا يك موقعيت تجاري هستند. آنها بايد توسط شخصي كه مالك اهداف مرتبط با ريسك هستند تعيين شوند. يعني براي يك پروژه، اسپانسر پروژه به همراه ديگر سهامداران كليدي اين كار را انجام مي دهند. براي يك تصميم تجاري مدير مسؤول بايد تعيين كند كه آستانه ي ريسك كجاست.

اين پرسش كه چگونه بايد اين اعداد تعيين شوند باقي مي ماند. تعيين مقياس احتمال آسان است، به سادگي مي توان بازه ي ۱ تا ۹۹% را به چندين بخش تقسيم نمود. [ولي] تاثير سخت تر است. چه كسي مي تواند بگويد كه آيا يك تاخير يك ماهه عدم رضايت محض را باعث مي شود يا يك رويداد ناگوار كلي؟ ذخيره ي ۵۰۰۰۰ يورو يك پيروزي است يا فقط يك رويداد خوشايند؟

فرايند تنظيم مقياس تاثير خطرات براي شخص مسؤول اين كار، نخست اين است كه چه تاثيري غير قابل تحمل است و توضيح آن با اصطلاحات اهداف كليدي (يعني زمان، هزينه، عملكرد، شهرت و ...). اين مقادير با نقاط بالاي تاثير (مانند خيلي زياد) ارتباط دارند. پس از آن پايين ترين نقطه (مثلا خيلي پايين) تعيين مي شود و با سطح تاثيري كه قابل چشم پوشي است تنظيم مي شوند. سپس نقاط مياني (يعني پايين و متوسط) مي توانند ميان اين دو نقطه ي مرزي تنظيم شوند.

نخست كه مقياس هاي خطر تنظيم مي شوند، آنها مي توانند به شكل معكوس براي فرصت ها استفاده گردند. اين كار، به سادگي، نياز دارد كه با تاثيرات همچون مقداري منفي براي خطرات (از دست دادن زمان، هزينه ي اضافه، لطمه خوردن شهرت و ...) و مقداري مثبت براي فرصت ها (ذخيره كردن زمان يا هزينه، افزايش شهرت و ...) رفتار شود. متناوبا يك سازمان بايد تصميم بگيرد مقياس فرصت هاي خاصي را كه با مقياس خطرات اختلاف دارند تعيين نمايد.

تعيين مقياس هاي احتمال و تاثير بدين شكل به هر كسي اجازه مي دهد كه ريسك ها را با استفاده از يك چارچوب كلي ارزيابي كند. سپس "كم-زياد" من توسط همه ي همكارانم درك مي شود، و همان معناي "كم-زياد" آنها را مي دهد. همه ي ريسك هاي اين پروژه يا موقعيت تجاري خاص با استفاده از همان تعاريف ارزيابي خواهد شد و به ما اجازه داده مي شود كه آنها را با توجه به اهميت نسبي شان رتبه بندي كنيم. اين فرايند تعريف ساده پاسخگوي پرسش "چقدر زياد زياد است؟" خواهد بود، و مطمئن مي سازد كه همه ي ما زماني كه داريم ريسك ها را ارزيابي مي كنيم از زبان مشتركي استفاده مي كنيم.

اين نوشتار ترجمه مقاله  How high is High?  نوشته David Hillson ميباشد كه بنا بر اجازه رسمي مولف توسط رسول عبدالمحمدي به فارسي برگردانده شده است.

برای برچسب زدن باید وارد شوید یا ثبت نام کنید.
محل تبلیغات شما